۲۳ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۳۴:۰۷ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)

پايان نامه مديريت دانش

در تحقيق حاضر مديريت دانش بعنوان قابليت به اشتراك گذاري دانش وقابليت جذب دانش درنظرگرفته شده است. (زولانسكي[1]، 1996).

2-3-7-1) قابليت اشتراك­گذاري دانش[2]

به عقيده زولانسكي و كاپِتا و جِنسِن[3]اشتراك­گذاري دانش از انتقال (واگذاري) دانش[4] و مبادله دانش[5] متفاوت است. انتقال دانش به معناي به اشتراك­گذاري دانش بين منبع دانش و استفاده كننده و بكارگيرندۀ دانش مي­باشد و به طور معمول براي جابجايي دانش بين واحدها و بخش ها و يا سازمان­ها بكار مي­رود تا بين افراد. هر چند از نظر كابرِرا و كولينز و سالگادو مبادلۀ دانش بجاي اشتراك­گذاري دانش بكار برده مي­شود ولي مبادلۀ دانش شامل دو معناي اشتراك­گذاري دانش يعني ارائه دانش به ديگران (بذل) و دانش پويا يعني جستجوي دانش از ديگران (كسب) مي­باشد. (وانگ و نوئه، 2010، ص117)

درمديريت دانش يك مفهوم پايه اين است كه دانش مي­تواند به اشتراك گذاشته شود.(نوناكا و تاكائوچي، 1995) عملكرد بخش­هاي مختلف سازمان­ها هنگامي افزايش مي­يابد كه افراد اطلاعات، كاركردهاي مؤثر، بينش، تجربيات، مزيت­ها و درس­هاي آموخته شده را مبادله كنند. اشتراك­گذاري دانش به اين موضوع اشاره مي­كند كه افراد به طور متقابل اعتقادات و اعمالشان را كم يا زياد با عكس العمل  شديد تنظيم مي­كنند.(كروق[6]، 2002) در منابع پايه و چشم­انداز تجارتخانه، دانش منبع بسيار مهمي از لحاظ سوق الجيشي به حساب مي­آيد.(كونِر و پِراهالاد[7]، 1996) سوال مهم اين است كه اين دارايي­هاي بسيار مهم چگونه به اعتباري براي سازماندهي و سپس تبديل به مزيت­هاي رقابتي تغيير شكل پيدا كنند. ليبوويتز[8](2001) پيشنهاد مي­كند كه مديريت علمي فرايند ايجاد ارزش از سازماندهي اموال ناملموس است. براي تعيين كردن هسته يا مديريت متمركز علمي هندريكز[9](1999)پيشنهاد مي­دهد كه فعاليت­هاي مديريتي علمي بايد روي اشتراك­گذاري دانش متمركز شود. اشتراك­گذاري دانش يك فرايند مهم در تشكيلات مدرن است زيرا اشتراك­گذاري مؤفق دانش منجر به اشتراك­گذاري سرمايه­هاي فكري و افزايش منابع با ارزش مي­شود. تنها وقتي كه دانش گروهي و انفرادي به دانش سازماندهي شده منتقل شوند، يك سازمان مي­تواند شروع به مديريت اين منابع به طور مؤثر نمايد.

برخي تعاريف وجود دارند كه اشتراك­گذاري دانش را شرح مي­دهند. در سازمان­ها، گروه­هاي اجتماعي در درون و بيرون سازمان، داراي منبع همگني از ديدگاه­ها هستند. انجمن­هاي تجربي، گروهي از مردمند كه در مجموعه­اي ازمشكلات يا علايق به يك موضوع، در يك واحد اقتصادي با هم سهيم هستند.

آنها همانند سيستم­هاي فراگيراجتماعي عمل كرده كه شاغلين آنها براي حل مشكلات، به اشتراك­گذاري ايده­ها ، ايجاد استانداردها، ساخت ادوات و توسعۀ روابط با سرمايه گذاران و اشراف­زادگان مي­پردازند. سازمان­ها و محققان از اصطلاحات متفاوتي براي تعريف يك پديدۀ مشترك همانند انجمن­هاي علمي، شبكه­هاي صلاحيت، گروه­هاي موضوعي و شبكه­هاي  فراگيري استفاده مي­كنند. يك جامعه تجربي يك گونه خاصي ازشبكه بوده كه فعاليت­هاي هم رتبه­اي را براي ساخت مهارت­هاي اعضا ايجاد كرده و دارايي­هاي علمي سازمان و جامعه را مباشرت مي­كنند(وِنگر و مك­درموت و اشنايدر[10]، 2003). مِي و همكاران (مي و لي و الحوامده[11]،2004) يك استراتژي ارتباطي كه روابط مؤثر ما بين مديران ارشد و كاركنان را تسهيل مي­كند را پيشنهاد كردند. استراتژي ارتباط، كنش و واكنش را براي كسب مؤافقت و الزامات مديريت دانش در سازمان فراهم نموده است. در كل  اين اعتقاد وجود دارد كه تحقيق در ارزش­هاي اجتماعي بر پايه تقابل، اعتماد و احترام، بازدهي طولاني مدت­تري همچون  مشاركت مناسب و نوآور دارد. اگرچه مفهوم سرمايه اجتماعي در رشته رفتارهاي اطلاعاتي در سازمان­ها نيازمند يك  چارچوب تئوريك بيشتر مي­باشد. بنابراين ويدن و ولف و جين من[12]، (2004) بررسي نمودند كه چگونه جامعه و جنبه هاي اطلاعاتي در ارتباط با كشف مكانيزم­هاي رفتاري اشتراك­گذاري علم در ارتباط هستند.

مطالعۀ آنان بررسي مي­كند كه آيا اشتراك­گذاري علم، يك رفتار است يا يك فرايند، فعاليت­هاي اشتراك­گذاري دانش شامل روش­هاي متفاوت براي كسب دانش مي­باشد. روش اشتراك­گذاري دانش مي­تواند چرخشي در ويژگي­هاي منحصر به فرد سازمان، فرهنگ يا سيستم بوده كه بر عملكرد بنگاه مؤثر باشد. از نظر ويدن و ولف وجين مِن اشتراك­گذاري دانش فعال توسط كاركنان هنگامي  شروع مي­شود كه ساير مردم به صورت داوطلبانه دانش خود را ارائه و مشتاقانه براي نيازمندان به دانش جمع­آوري نمايند. اشتراك­گذاري دانش مي­تواند يك فرايند، فعاليت يا رفتار باشد.

از نظركومينگز[13]و پولاكوس و دورسي و بورمن[14]اشتراك­گذاري اشاره دارد به تدارك اطلاعات كاري و دانستن اينكه چطور به ديگران كمك نمود و با آنها براي حل مشكلات و بهبود ايده­هاي جديد و يا اجراي سياست­ها يا رويه­ها، همكاري نمود.( وانگ ونوئه،2010،ص117) از نظر آنان اشتراك­گذاري مي­تواند از طريق مكاتبات نوشتاري و ارتباطات چهره به چهره درقالب شبكه مي­تواند اتفاق بيفتد و يا از طريق مستندسازي و سازماندهي و ذخيره سازي دانش براي ديگران.( وانگ ونوئه،2010،ص117)

اشتراك­گذاري دانش بعنوان فرايند مبادله يا انتقال حقايق، نظرات، ايده­ها، اصول و مدل­ها در درون و بيرون سازمان از جمله آزمايش وخطا، بازخورد و تعديل همزمان و متقابل از هر دو فرستنده وگيرندۀ دانش است. (زولانسكي،1996).

در تحقيق حاضر قابليت اشتراك­گذاري دانش بعنوان متغير مستقل در نظر گرفته شده است كه توانايي كاركنان درانجام به اشتراك گذاشتن دانش با ديگر كاركنان شركت يا سازمان را توصيف مي­كند و شامل بذل يا اهداء دانش و جمع آوري دانش است.(ونن وهاف ،2004)

وان دن هاف و وان ونن[15](2004)تمايزي بين دو فرم متفاوت از اشتراك­گذاري دانش : بذل دانش و جمع آوري دانش ايجاد كردند. ما تعريف وان دن هاف و وان وُنن را براي توضيح اينكه اشتراك­گذاري دانش سازماني در بين كاركنان شامل هم بذل دانش و جمع آوري دانش بوده است به كاربرديم.

ازنظرعملكرد، بذل يا اهداء دانش، توانايي كاركنان در دادن دانش خود به كاركنان ديگر است كه اين دانش اهدائي شامل تجربه كاري، ايده­ها، مهارت­ها و اطلاعات متني است و جمع­آوري دانش، بعنوان توانايي كاركنان براي بدست آوردن دانش و يا مشورت با كاركنان ديگر تعريف شده است. بطوري كه آنها مايلند دانش خود را كه شامل تجربۀ­كاري، ايده­ها و اطلاعات متني است با ساير كاركنان به اشتراك بگذارند.(ونن وهاف، 2004).

 

[1]-Szulanski

[2]- Knowledge Sharing.

[3]- Szulanski & Cappetta & Jensen.

[4]- knowledge transfer

[5] -knowledge exchange

[6] -Krogh, G.

[7]-Conner, K. R & Prahalad, C. K.

[8]- Liebowitz, J.

[9]-Hendriks, P.

[10] -Wenger, R & McDermott, R & Snyder, W. M

[11]- Mei, Y. M & Lee, S. T & Al-Hawamdeh, S.

[12] -Widen-Wulff, G & Ginman, M.

[13] -Cummings.

[14]- Pulaغير مجاز مي باشد & Dorsey & Borman.

[15] -Vanden Hooff, B & Van Weenen, F. De L.



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: ،
۲۳ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۲:۰۵:۰۳ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)

موانع اصلي كاهش تكدي‌گري
عضو كميسيون قضايي و حقوقي مجلس با بيان اينكه در كاهش تكدي‌گري خلأ قانوني نداريم، مشكل اصلي را در دو عامل نظارت و فرهنگ رايج در جامعه دانست و گفت: قانون درباره برخورد با متكديان اقدام‌هاي لازم را در نظر گرفته است كه نمونه آن را در قانون مجازات اسلامي مشاهده مي‌كنيم اما اين مواد قانوني به‌دلايل متعددي اجرا نمي‌شود. وي خاطرنشان كرد:‌ ملت ايران به علت برخورداري از فرهنگ رأفت و مهرباني، اغلب در برخورد با فردي كه در حال تكدي‌گري است، محبت را پاسخ اصلي خود قرار مي‌دهد و به وي كمك مي‌كند. اين موضوع نيازمند ريشه‌يابي دقيق و متمركز است و نمي‌توان براي رفع آن فقط به يك نهاد مراجعه كرد.

نماينده مردم بم در مجلس شوراي اسلامي افزود:‌ شايد بيشترين نقش در برخورد با تكدي‌گري را نيروي انتظامي ايفا مي‌كند اما متأسفانه در جامعه ما اين معضل كمتر جدي گرفته مي شود. وي بر ساماندهي سامانه رسيدگي و برخورد با متكديان در تمام شهرها از سوي تمام نهادهاي مسئول به ويژه نيروي انتظامي تاكيد كرد و در پاسخ به اين پرسش كه آيا تشكيل كارگروهي براي رفع خلأ قانوني و اجتماعي در زمينه تكدي‌گري مي‌تواند نتيجه مثبتي داشته باشد؟ گفت: اگر بخواهيم بگوييم كه مجلس به تنهايي كارگروهي براي رسيدگي به چرايي برخورد نكردن با تكدي‌گران تشكيل دهد، نمي‌تواند نتيجه بخش باشد اما بايد نيروي انتظامي به همراه نهادهاي دخيل مانند شهرداري و ساير سازمان‌ها و با حضور نمايندگاني از مجلس و دولت، كارگروهي براي ريشه‌يابي مشكل‌هاي اجتماعي ناشي از تكدي‌گري تشكيل دهد و در زمينه‌هايي كه نياز به اصلاح دارد، درخواست اصلاح دهد.

لنگرمبحث دهم: نگاه جرم‌شناسانه به تكدي‌گري
در اين ميان دكتر «حسين آل‌كج‌باف» حقوقدان و مدرس دانشگاه در اين خصوص با بيان تعريفي از تكدي‌گري گفت: در فرهنگ دهخدا در مورد تعريف تكدي گري آمده است كه «آن كسان كه از كسان به اصرار و ابرام چيزي ستانند» يا «آن كه از كسان به سماجت پول در آورد» و در ترمينولوژي حقوق در تعريف متكدي آمده است كه «گدايي كردن شرعا حرام است و شهادت گدا نيز پذيرفته نيست».

وي در ادامه با استناد به ماده 273 قانون مجازات عمومي يادآور شد: در اين ماده از قانون براي نخستين‌بار ولگردي در زمره جرايم به حساب آمد و دنبال آن در آيين‌نامه امور اخلاقي درباره تكدي و كلاشي براي افرادي كه مرتكب اين اعمال مي‌شوند، مجازات جرم ولگردي مقرر شده است. آل‌كج‌باف درباره آنچه در نظام قانوني و حقوقي براي مقابله با تكدي‌گري آورده شده است نيز گفت: در نظام حقوقي در قوانين مختلفي تكدي‌گري عنوان شده است، به طور مثال مجازات ولگردي طبق قوانين جاري حبس از يك تا سه ماه است؛ طبق بند 6 ماده 21 قانون آيين دادرسي كيفري، ولگردي از زمره جرايم مشهود بوده و دولت مكلف است اين اشخاص را به كار مناسب وادار كند. در صورتي كه اين افراد از قبول كار امتناع يا براي امتناع از كار فرار كنند به حبس جنحه‌اي از يازده روز تا سه ماه محكوم مي‌شوند.

وي ادامه داد: در ماده 1313 قانون مدني آمده است كه شهادت اشخاص ولگرد و كساني كه تكدي را شغل خود قرار دهند، پذيرفته نمي‌شود.

وي با بيان ماده 16 قانون گذرنامه مصوب اسفند ماه سال 51 كه اعلام مي‌كند « به اشخاصي كه در خارج از ايران به سبب تكدي يا ولگردي يا ارتكاب سرقت و كلاهبرداري و يا هر عنوان ديگر داراي سوءشهرت باشند هيچ نوع گذرنامه براي خروج از كشور داده نمي‌شود»، درباره وجود ضمانت اجرا براي برخورد با تكدي‌گري اظهار كرد: با توجه به اينكه موضوع تكدي‌گري در قانون مجازات اسلامي جرم محسوب مي‌شود و اين قانون نيز لازم‌الاجراست نياز به زمان خاصي ندارد و هر زماني پس از لازم‌الاجرا شدن، قوه قضاييه موظف به اجرا و اعمال قانون است. اين حقوقدان در پاسخ به اين كه چه نهادهايي براي برخورد و جمع‌آوري افراد متكدي در جامعه وجود دارند؟ خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد كه شهرداري، سازمان بهزيستي و نيروي انتظامي در اين زمينه مسئول هستند. در اين ميان نيروي انتظامي به كمك شهرداري بايد اين افراد را جمع آوري و پس از تشكيل و تكميل پرونده اين افراد را به مراجع قضايي ارجاع كنند.

وي در پايان با تأكيد بر اينكه زندان‌ها ظرفيت پذيرش اين افراد را ندارند، گفت: بهترين راهكار غير از برخورد قانوني، يافتن راهكارهايي از قبيل معرفي به كميته امداد، سازمان بهزيستي و نهادهاي ديگر براي كمك كردن به مستمندان و مستحقان است؛ اما به نظر مي رسد براي مقابله متكديان حرفه‌اي راهي جز برخورد قانوني وجود ندارد.

متن كامل پايان نامه جرم تكدي گري :

y40.ir



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: ،
۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۴:۰۰ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)

چكيده
هدف اين پژوهش، بررسي تاثير فشارهاي بدني- رواني ناشي از كار بوده است و بدين منظور تعداد 386 نفر از كارمندان ادارات مختلف شهر تهران به روش تصادفي طبقه‌اي انتخاب و وضعيت بدني و رواني آنها در قالب دو گروه زنان شاغل ورزشكار و غير ورزشكار كه براساس نمرات آزمون هاي بدني و رواني تقسيم شده بود، مورد بررسي قرار گرفت. روش پژوهش از نوع علي مقايسه اي و آزمودني ها پس از پر كردن پرسشنامه هاي رواني، مورد ارزيابي جسماني قرار گرفتند. در اين قسمت وضعيت ستون فقرات در پشت صفحه شطرنجي، زانوها روي كالتور ماتور، وضعيت پشت راني و كمري توسط آزمونهاي انعطاف پذيري اندازه گيري شده اند.
براساس نتايج تحقيق، متغيرهاي شغلي تاثير معني داري بر ايجاد فشارهاي بدني ندارند (01/0p<)، اما عوامل شغلي مانند نوع شغل و سمت شغلي تاثير معني داري بر فشارهاي رواني داشته اند (02/0p<). در اين پژوهش، افراد ورزشكار نسبت به افراد غير ورزشكار كمتر در معرض فشارهاي شغلي قرار داشته و به طور معني‌داري از فشارهاي رواني كمتري برخوردار بوده اند. (019/0p<)
مقدمه
نگاهي به وضعيت جوامع انساني در كل جهان نشان مي دهد كه زندگي بشري نسبت به قرن هاي گذشته پيشرفت چشمگيري داشته است. در مقابل اين پيشرفت ها، يك تغيير مهم در زندگي بشر، كاهش بكارگيري بدن به دليل افزايش امكانات و تسهيلات زندگي مي باشد. دليل اين مدعا، افزايش شيوع انواع بيماري هاي قلبي- عروقي، اسكلتي، عضلاني و ساير بيماري هاي بدون درمان بخصوص در جوامع صنعتي و پيشرفته مي باشد.

دانلود پايان نامه ارشد
تحقيقات مختلف نشان داده اند كه هر ساله ماليات دهندگان، هزينه سنگيني را بابت برخورداري از زندگي بي تحرك پرداخت مي كنند، هزينه هاي درماني افزايش حق بيمه سلامتي، حق بيمه عمر، بيمه مربوط به بيماري و از كارافتادگي از اين جمله‌اند. مشكلات مادي و افزايش هزينه هاي زندگي، انسان ها را به تلاش جدي واداشته است و در اين ميان زنان را نيز به كارگرفته و تا آنجا پيش رفته كه گروهي از زنان، برخلاف ماهيت بدني خود به كارهاي سنگين مردانه مي پردازند.
در سال 1970، زنان در مجموع يك سوم نيروي كار جهان را تشكيل مي دادند. در كشورهاي در حال توسعه اين نسبت بالاتر و در حدود 40% و در ساير نقاط جهان كمتر از يك سوم بوده است. به هر حال كاهش تبعيض جنسي و تاثير حركت آزادي خواهانه زنان، اكنون اجازه مي دهد كه زنان بيشتر در فعاليت هاي خارج از خانه شركت كنند. بايد اشاره كرد كه زنان نيز به مثابه مردان به همراه كسب درآمد و خودارزشي، از مشكلات بدني و رواني كار بي نصيب نماندند و آنان نيز تحت تاثير اينمشكلات دچار بيماري هاي مختلف بدني و رواني خواهد بود.
بر طبق آماري كه در سال 1377 توسط سازمان امور اداري و استخدامي كشور منتشر شده است، حدود 22/30 درصد كاركنان دولت را زنان تشكيل مي دهند. در اين ميان وزارتخانه هاي آموزش و پرورش و بهداشت بيشتر اين ميزان را دارا بودند. زنان در وزارت آموزش و پرورش 87/45 درصد و در وزارت بهداشت 55/42 درصد از شاغلين را تشكيل مي دهند.
زنان بايد در جهت افزايش بهره وري شغلي و نيز بازده كاري به فعاليت جسماني منظم پرداخته و تلاش كنند تا بهترين شرايط جسمي و رواني در محل كار و خارج از آن بدست آورند. صاحبنظران بر اين عقيده اند كه تمرينات حركتي و ورزشي براي اكثريت مردم اعم زن و مرد داراي ارزش بسيار است. فعاليت بدني منظم و متعادل مي‌تواند اثرات مطلوبي بر بدن و روان افراد ايجاد كند.
لوتر گزارش داد كه تمرينات بدني موجب كاهش استرس مي شوند زيرا از يك طرف سبب تخليه انرژي شده و اجازه مي دهند كه بدن از انجام آنها به ثبات برسد و از طرف ديگر امكان تمركز را به فرد مي بخشد و به او آرامش مي دهند و به هر حال باعث كاهش فشارهاي رواني مي شوند.
به هر حال، برخي از زنان كار مي كنند، چون مي خواهند، اشتغال روشي است كه در آن زنان خودارزشي و اهميت شخصي بيشتري را بدست مي آورند. اما در اين راه آنها با مشكلات بدني و رواني ناشي از كار روبرو مي شوند كه بايد تلاش كنند تا با استفاده از روش هاي مناسب اين مشكلات را به حداقل برسانند.
روش شناسي تحقيق
روش تحقيق در اين پژوهش از نوع علي مقايسه اي پس از وقوع و از نوع همبستگي بوده است.
جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري را بانوان شاغل در ادارات مناطق 1، 2، 11 آموزش و پرورش، بيمارستان اختر، سازمان بهزيستي شعبه توپخانه، كارمندان مسوول هيئت‌هاي ورزشي بانوان در منطقه 5، شركت كشتيراني، وزارت كشاورزي، سازمان آب، شركت مخابرات، كارمندان شاغل در چند بانك در شهر تهران تشكيل داده اند. نمونه تحقيق از ميان جامعه مذكور و به تعداد 386 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گيري، تصادفي و از نوع طبقه اي بوده است.
ابزار اندازه‌گيري
ابزارهاي اندازه گيري در مورد وضعيت بدني و رواني شامل قدسنج، ترازوي وزن، صفحه شطرنجي، پدياسكوپ، پرسشنامه اطلاعت فردي، آزمون وضعيت بدني نيويورك، آزمون گرفتاري هاي زندگي هلمز، راهه و آزمون هاي استرس كودرون مي‌باشد. به افراد در مورد نحوه پر كردن پرسشنامه هاي اطلاعات فردي توضيح داده مي شد و سپس براي انجام آزمون به محل سالن ورزشي حجاب آورده مي شدند. جهت ارزيابي وضعيت ستون فقرات در پشت صفحه شطرنجي و براي ارزيابي وضعيت زانو بر روي كالتورماتور قرار مي گرفتند. پدياسكوپ براي بررسي قوس هاي كف پا و كجي انگشتان پا استفاده شد. 
آزمون هاي انعطاف پذيري عضلات پشت ران و كمر و دامنه حركت مفاصل مختلف در وضعيت هاي مختلف بدن از لحاظ وجود يا عدم وجود درد در حين حركت انجام گرفت.
يافته هاي تحقيق
از نتايج اين تحقيق، چنين بر مي آيد نوع شغل، سمت شغلي، تعداد روزهاي كاري در هفته و تعداد ساعات كار در روز تاثير معني داري برايجاد فشارهاي بدني ندارند. اما در زمينه تاثير اين عوامل بر فشارهاي رواني بايد اذعان داشت كه اين عوامل تاثير معني‌داري بر فشاهاي رواني داشته در حالي كه مقدار ساعت كار روزانه و تعداد روزهاي كاري هفته تاثيري بر ايجاد فشارهاي فوق ندارند. مهمترين نتايج اين پژوهش به شرح زير است:
1- بين فشار رواني با سطح درآمد رابطه معكوس و معني داري وجود دارد و همچنين فشار رواني با سن نيز داراي رابطه معكوس ولي غيرمعني دار مي باشد.
2- اين تحقيق همچنين نشان داد كه سن تحصيلات تاثير معني داري بر فشارهاي بدني افراد شاغل مورد بررسي نداشته اند و بين فشارهاي رواني با سطح درآمد رابطه معكوس وجود دارد. در واقع اين موضوع بيانگر نگراني افراد نسبت به وضعيت اقتصادي خود مي باشد كه با عدم ارضاي آن در محيط كاري ارتباط داشته و عامل ايجاد استرس در محيط هاي كاري شده است.
3- بين نمرات فشار بدني افراد ورزشكار و غير ورزشكار تفاوت معني داري وجود دارد و نمرات ورزشكاران بالاتر از غير ورزشكاران مي باشد. بدين ترتيب كه ورزشكاران نسبت به غير ورزشكاران داراي وضعيت قامتي و در نتيجه تحمل فشار بدني بهتر هستند.
4- عامل فراهم بودن تسهيلات ورزشي تاثير معني داري بر فشارهاي بدني دارد در حالي كه نوع ورزش تاثير معني داري بر فشارهاي بدني نداشته است. تعامل تسهيلات و نوع ورزش نيز تاثير معني داري بر فشارهاي بدني ندارد. بدين ترتيب وجود تسهيلات در محل كار فشارهاي بدني كارمندان را كاهش داده است.
5- فشار رواني افراد ورزشكار به طور معني داري كمتر از افراد غير ورزشكار است و نوع ورزش و فراهم بودن امكانات ورزشي در محل كار تاثير معني داري بر روي فشارهاي رواني افراد شاغل نداشته است.
تاثير فعاليت هاي بدني بر فشارهاي بدني و رواني، هدف اصلي پژوهش حاضر را تشكيل مي دهد و جدول شماره 3و5 نتايج بررسي ها پيرامون اين موضوع را بازگو مي كند. نتايج نشان دادند كه افراد ورزشكار نسبت به غير ورزشكار تحت تاثير فشارهاي بدني و رواني قرار مي گيرند و اين موضوع با مقايسه دو گروه در موضوعات مورد نظر انجام گرفت. حقايق پزشكي حاكي از آنند كه شخصي كه فاقد تندرستي و آمادگي هاي بدني لازم باشد در ابتلاء به بيماري ها، آسيب پذيرتر بوده  و بهبودي او كندتر صورت مي گيرد و اگر كار بدني به شكل تمرين به طور مناسب از جانب فرد به انجام برسد، مي تواند از دو طريق براي او سودمند باشد. 
اول موجب افزايش توانايي عضلاني و قابليت استفاده از آن شود و دوم، كل بدن دچار تغييرات مثبت گردد. در حوزه علم پزشكي ثابت شده است كه ناهنجاري ها و دردهاي مختلف عضلاني با انجام تمرينات منظم و سازمان يافته مي تواند بهبود يافته و موجب افزايش قابليت هاي بدني و كارآيي فرد گردند. از نتايج قابل بحث ديگر بدست آمده در اين پژوهش، وجود تفاوت بين افرادي بوده است كه در محل كار خود داراي امكانات ورزشي بودند. در واقع نشان داده شد كه فراهم بودن امكانات ورزشي براي افراد شاغل در محل كار فرصتي را براي پرداختن به فعاليت هاي بدني مي دهد. به عبارت ديگر وجود يا عدم وجود امكانات ورزشي در محل مي تواند ترغيب كننده افراد به پرداختن به فعاليت هاي بدني باشد.
گلينپيس (1985) و پارونن (1988) نيز به عوامل چون رفت و آمد به عنوان مشكل اشاره داشته اند كه سبب عدم شركت زنان در فعاليت هاي ورزشي شده اند. همچنين نتايج اين پژوهش نشان نداد كه فشارهاي بدني در بين ورزش هاي مختلف متفاوت است. اگرچه، در تحقيقات علوم ورزشي ثابت شده است كه سازگاري بدن نسبت به فعاليت هاي استقامتي، قدرتي و سرعتي متفاوت است و اثرات هر يك از آنها با توجه به ماهيت خاص از قبيل فعاليت هاي ويژه خواهد بود. و نيز بايد اشاره نمود كه اين قبيل سازگاري ها به طور جدي در ورزش هاي سطوح بالا به وجود مي آيند.
بحث و نتيجه گيري
تحولات و تغييرات اجتماعي و فرهنگي در جوامع مختلف كه منجر به حضور بيشتر زنان در صحنه هاي اجتماعي شده است، اكنون زمينه را بيشتر از گذشته براي حضور آنان در مشاغل مختلف فراهم ساخته است. از يك طرف وجود تفاوت هاي ساختاري  عملكردي بين دو جنس و از طرف ديگر انجام فعاليت هاي سنگين براي برآوردن نيازهاي محيط كاري موجب شده اند كه زنان تحت تاثير فشارهاي بدني و رواني محيط كار قرار گرفته و دچار ناراحتي هاي رواني و ناهنجاري هاي قامتي گردند. 
نتايج به دست آمده هماهنگ با نتايج تحقيق گلپايگاني (1372) و بركمن (1996) بود كه در تحقيق خود به تاثير عوامل شغلي در بروز ناهنجاري هاي وضعيت بدني و غير دردهاي مفصلي و عضلاني و استخواني اشاره داشته اند.
بررسي نتايج حاصل از تحقيقات مختلف انجام شده نشان داده اند كه محيط كاري حاوي استرس هاي مختلف بوده و از اين رو سلامتي كاركنان را در معرض خطر قرار مي دهد. از طرفي تحقيقات مختلف ثابت كرده اند كه بين خطر ابتلاء به انواع ناراحتي بدني و ورزش مي پردازند ضمن برخورداري از مزاياي بدني و رواني آن، خود را در برابر صدمات كاري آينده بيمه خواهند كرد. فشار رواني در زندگي بسياري از افراد به درجاتي وجود دارد و زماني مفهوم مي يابد كه ذهنيت فرد مورد توجه قرار مي‌گيرد.
در واقع هيچ حادثه اي به خودي خود فشار رواني محسوب نمي‌شود. و بسياري از حوادث كه براي برخي افراد به درجاتي فشارزا هستند ممكن است براي برخي ديگر بي تفاوت يا مطلوب باشد كه در هنگام احساس عدم توازن ميان سطح تقاضايي كه از افراد مي شود و توانايي و ظرفيت آنان در برآورد ساختن اين تقاضا روي مي دهد.
نتايج اين پژوهش نشان داده است كه فشار رواني ورزشكار به طور معني داري كمتر از افراد غير ورزشكار است. نتايج به دست آمده موافق نتايج گرونينگ سيتر (1992) و انجمن تحقيقات معاونت ورزشي بانوان (1371) است كه نشان داده اند افراد ورزشكار جامعه تحقيق نسبت به افراد غيرورزشكار كمتر تحت تاثير فشارهاي رواني قرار گرفته اند.
از آنجا كه كار، در بسياري از جنبه ها، فرصتي است كه فرد استعداد و مهارت هاي خود را ابراز مي كند و مي تواند از اين طريق به بالاترين نيازهاي خود دست يابد. پس عادي ساختن محيط كار از فشارهاي رواني، به معناي فراهم آوردن شرايطي مناسب براي بروز خلاقيت هاي انساني و زيباترين تجلي هاي تلاش انسان است.
در اين پژوهش نشان داده شد كه نوع ورزش و فراهم بودن امكانات ورزشي در محل كار تاثير معني داري برروي فشارهاي رواني افراد شاغل نداشته اند.
فعاليت هاي بدني در كنار تاثيرات فيزيولوژيكي و بدني كه به دنبال دارند، از منابع رواني نيز برخوردارند. در واقع در علم ورزش ثابت شده است كه محيط ورزشي، محيطي براي خالي كردن فشارهاي درون بد به طور مطلوب مي باشد و جهد و كوشش بدني، فرصتي را به بدن در جهت رها شدن از دغدغه هاي شغلي و اجتماعي زندگي مي‌دهد. براي مثال «لوتر» گزارش داد كه تمرينات بدني موجب كاهش استرس مي شوند زيرا كه هم سبب تخليه انرژي شده و از طرف ديگر تمركز در فرد را تقويت مي كند و بدين ترتيب آرامش را براي او فراهم مي آورند.
«ويليس» نيز به نقش تمرينات بدني در افزايش سلامت رواني، هيجانات مثبت و خلق و خوي مناسب اشاره كرد و اينكه «كريوس و لندريس» در پاسخ افراد نسبت به تمرينات هوازي به نقش ميانجي سمپاتيك نسبت به كاهش استرس رواني اشاره داشته‌اند.
به هر حال كاهش فشارهاي رواني و عوامل تشكيل دهنده آن در تحقيقات مختلف اشاره شده است كه در آنها شيوه هاي مختلف تمريني بدني را بكار برده اند و همگي به نقش مثبت رواني اين فعاليت ها اشاره كرده اند و به نظر مي رسد كه براي تفكيك اثرات رواني هر يك از انواع ورزش‌ها نياز به تحقيق جدي تري مي باشد.
همانطوري كه اشاره شد تاثير فعاليت هاي بدني بر روي فشارهاي بدني و رواني، هدف اصلي پژوهش حاضر را تشكيل مي دهد كه نتايج نشان داده است افراد ورزشكار نسبت به غير ورزشكار تحت تاثير فشارهاي بدني و رواني كمتري قرار مي‌گيرند اين موضوع با مقايسه دو گروه در موضوعات مورد نظر انجام گرفت، نتايج اين پژوهش بار ديگر در تاييد ساير پژوهشهاي انجام شده درمورد تاثير مطلوب فعاليت‌هاي بدني و رواني انسان ها، لزوم پرداختن به فعاليت هاي بدني را از جانب افراد شاغل و به خصوص زنان كارمند نشان دادند.
نتايج اين پژوهش همچنين نشان دادند كه فعاليت هاي بدني مي توانند يكي از ابزارهاي مهم و مفيد براي حفظ تندرستي زنان شاغل باشند، زيرا كه تامين سلامت بدني و رواني افراد، تضمين كننده دستيابي سازمان به اهداف مورد نظر جزو لاينفك فعاليت هاي هر سازماني مي باشد و پيشنهاد مي شود افراد قبل از پرداختن به فعاليت‌هاي شغلي خود، با فعاليت بدني و نرمش هايي كه در محل كار انجام مي‌شوند روز كاري خود را آغاز كنند.
اين پژوهش همچنين نشان داد كه فراهم بودن مكان ورزشي در محل كار، نقش موثري در حفظ‌فعاليت بدني مطلوب افراد دارد. لذا پيشنهاد مي شود كه بيش از پيش، مديران سازمان ها به ايجاد مراكز و ساختمان هاي ورزشي در محل كار مبادرت ورزند و با تعبيه انواع وسايل تمريني و استخدام افراد متخصص و ايجاد تشكيلات ورزشي ويژه در سازمان خود، توجه بيشتري به جنبه هاي وجودي كارمندان خود نمايند. اين قبيل اقدامات در سازمان هاي مختلف كشور چين و ساير كشورهايي كه خواستار افزايش بهره وري صنعتي و اقتصادي هستند انجام شده است.
و اين كه مديران توجه داشته باشند كه نوع فعاليت بدني مبادرتي، در تخفيف تنش‌هاي بدني و رواني چندان مهم نيستند و مي توان با ارزانترين وسايل و حتي بدون آنها در مكان هاي محدود اتاق كار و منزل، فعاليت هاي بدني مفيد و سودمندي را انجام داد و از مزاياي بيشمار انجام آنها بهره‌مند گرديد.

دانلود پايان نامه ارشد



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: ،
۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۳:۱۰ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)

ورزشكاران
در كار با ورزشكاران بر لزوم تمركز بر روي افراد به غير از «جمعيت هدف» تاكيد شده است. از زمان بازي هاي المپيك لوس انجلس همواره اين سوال مطرح بوده است كه روانشناسان ورزش در بازدهي ورزشكاران تا چه اندازه نقش دارند؟ يكي از راههاي ممكن براي مداخله روانشاسان در امور ورزش كاهش استرس يا حداقل آموزش ورزشكاران براي بهره برداري سازنده از آن بوده است تا بدين طريق استرس مانع از عملكرد صحيح و مفيد آنها نشود. در سالهاي اخير SIT و مداخلات كنترل استرس وابسته به آن به طور موفقيت آميز در كار با ورزشكاران به كار رفته اند.
پيش از اينكه به جنبه هاي اختصاصي چنين مداخلات درماني بپردازيم لازم است به اين نكته توجه داشته باشيم كه تمركز ديگر كنترل استرس در سطح مربيان بوده است. به همان طريق كه پزشكان در بيماران خود يا مديران مدارس در معلمان مي توانند ايجاد استرس كنند، مربيان ورزشي نيز با سبك هاي ارتباطي خود مي توانند در ورزشكاران استرس ايجاد كنند. به نظر اسميت، اسمول و كورتيس (1979) اغلب مربيان از دستورالعمل هاي مبهم، تنبيه كلامي، تعريف و تمجيد اندك از ورزشكاران به نگرش منفي در آنها نسبت به مربي، اعضاء تيم و خودشان مي انجامد كه اين به نوبه خود عملكرد ورزشكاران ر در مسابقه پائين مي آورد. از اين رو يكي از شيوه‌هاي كاستن استرس ورزشكاران تاثير گذاردن بر شيوه تعامل مربيان با ورزشكاران است. 
اسميت و همكاران رويكرد شناختي- رفتاري را براي آموزش اين مسئله به مربيان به كار بردند كه چطور دستور عمل هاي خاص پاسخ همراه با پسخوراند مثبت درباره عملكرد ورزشكاران و تشويق تعميم يافته تر را سرمشق دهي كرده و به كار برند. در هر حال، همه پژوهشگران تا بدان حد خوشبين نيستند كه بتوانند سبك هاي ارتباطي منفي مربيان را با ورزشكاران تغيير دهند. براي مثال كايراسكنبام، ويتروك و مونسون (1984) مداخلات آموزشي SIT را براي تعليم ورزشكاران در مدارا با انتقاد ديگران مورد عمل قرار دادند. چنين رويكردي مكمل مهمي براي اقدامات اسميت در تغيير رفتارهاي مربيان است.
جنبه ديگر آموزش كنترل استرس كار مستقيم با ورزشكاران براي كاهش استرس مربوط به فعاليت هاي ورزشي آنها بوده است. براي مثال، ديكيس (1982) SIT را به شيوه تدريس كلاسي براي تعليم غواصان براي مدارا با استرس هاي مربوط به زير آب بكار برد. در اين آموزش سعي شد كه در غواصان احساس اعتماد به نفس در مدارا با موقعيت هاي پراسترس به وجود آيد. دوره آموزش متشكل از 8 جلسه 15 دقيقه اي بود كه با تمرين موارد آموخته شده در استخر تكميل گرديد (مثل نحوه كنترل حمله هراس غواص). 
اسميت (1980) جامع ترين برنامه كنترل استرس را براي ورزشكاران طرح نمود. در اين برنامه آموزش با جلب همكاري ورزشكاران از طريق مصاحبه‌ها، پرسشنامه ها و خود بازنگري براي تعيين فراواني و شدت تنش و اضطرابشان شروع شد (مثل شب قبل از يك بازي يا بعد از يك خطا).
توضيحات ورزشكاران درباره پاسخ هاي استرسي خويش زمينه كاري لازم را براي مرحله مفهوم سازي اوليه ماهيت استرس و اثر آن روي عملكرد آنها فراهم آورد. پس از جلسه مفهوم سازي اوليه پنج جلسه ديگر تشكيل شد و در طي آنها مهارت هاي مقابله‌اي خاص نظير آرامش دهي، كنترل توجه، بازسازي شناختي بصورت خطابه‌هاي ذهني استرس كاه تمرين شدند و سپس به هنگام مسابقه مورد استفاده قرار گرفتند. برنامه كنترل استرس به عنوان يك برنامه تعليمي طرح ريزي شده براي آموزش مهارت‌هي خويشتن داري ارائه گرديد نه به عنوان يك نوع روان درماني.
برخي از ويژگيهاي جالب آموزش اين بود كه از ورزشكار خواسته شد كه شرح روزانه “ضداسترس” تهيه كند و بر آن اساس او خود خطابه‌هاي استرس برانگيز را نوشته و خود خطابه هاي ضد استرس را جانشين آنها سازد. اين مورد اساس تمرين و تكرار بعدي را تشكيل داد. ابتكار جالب ديگر در اين آموزش استفاده از روش هاي القاء عاطفه سيپرل (1967) به عنوان وسيله اي براي رشد و تمرين طيف گسترده اي از مهارتهاي مقابله بود. در روش اخير از ورزشكار خواسته شد تا يك موقعيت پراسترس (مثل اقدام به يك شيرجه مشكل) را كاملاً واضح تصور كند، و به احساس خويش در آن لحظه توجه نمايد. 
در ادامه كار ورزشكار تشويق شد تا به احساس خود اجازه بروز بدهد و هر گونه علامتي از برانگيختگي توسط درمانگر تقويت گرديد (مثل “دقت كن كه شما چطور برانگيخته مي شوي و چطور احساس استرس پديد مي آيد. آن خودش به تنهايي پديد خواهد آمد، سپس شما مي تواني ببيني چطور قادر هستي آنرا خاموش كني”).
درمانگر طي اين مرحله از ورزشكار خواست تا احساسات و افكارش را توصيف كرده و سپس اين خطابه ها با دستورالعمل هاي درمانگر كه براي بالا بردن برانگيختگي ورزشكار طرح ريزي شده بود، تركيب شدند. وقتي برانگيختگي درمانگر بالا بود به او آموزش داده شد تا به وسيله استفاده از پاسخ هاي مقابله “آن را خاموش كند”. ابتدا آموزش آرامش دهي به كار رفت و بعد خود خطابه هاي مقابله به كار گرفته شد. در همين موقع دو پاسخ مقابله به صورت پاسخ مقابله هم آهنگ تركيب شدند.
همچنانكه آزمودني ها مهارت هاي مقابله را براي مواجهه با عاطفه شديد القاء شده در طي آموزش به كار بردند، احساس اعتماد به نفس آن تقويت گرديد. در اينجا هدف از روش القاء عاطفه اين بود كه فرصتي براي ورزشكاران فراهم آيد تا آنها توانايي كنترل پاسخ‌هاي هيجاني را كه شديدتر از پاسخ‌هاي هيجاني واقعي به عوامل استرس‌زا بوده اند كسب كنند. به عبارت ديگر، ورزشكاران چنين گزارش كردند كه هيجان حاصل از موقعيت هاي استرسي بر پايه تصويرسازي ذهني وتقويت برانگيختگي همراه با آن به وسيله درمانگر شديدتر از هيجاني بود كه در شرايط واقعي زندگي به هنگام مسابقه تجربه مي كردند. (اسميت 1980).
آشكار است كه ارزشيابي پيامدهاي روش القاء اضطراب و نيز سودمندي روش هاي SIT در زمينه مسابقات ورزشي نياز به پژوهش دارد. لانگ (1980) در مرور يافته هاي مطالعاتي اش درباره آموزش كنترل استرس به ورزشكاران به اين نتيجه رسيد كه يافته‌هاي كنوني مطالعات موردي و پژوهش هاي تجربي بيشتر اميدبخش است. ولي لازم است اعتبار اين نتايج از نظر روش شناسي پژوهشي مورد بررسي قرار گيرد. همچنين بايد در آينده به اين مسئله پرداخته شود كه چطور مداخلات بر پايه محيط را مي توان به طور موفقيت آميز با آموزش كنترل استرس متمركز بر “جمعيت هاي هدف” در آميخت.

 

دانلود پايان نامه ارشد



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: استرس،
۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۲:۲۲ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)
«تمرين تجسمي»
تمرين ذهني، يا آن گونه كه “جك نيكلاس” تعبير مي كند: “به تماشاي يك فيلم رفتن”، يكي از فنون بسيار مقبول روانشناسي ورزشي است. اين روش توسط موفقترين ورزشكاران براي كمك به حل مشكلات و تكامل اجراي خودكار و مطمئن استفاده شده است.
ورزشهاي گروهي و فردي
براي تمرين ذهني، استفاده ها و كاربردهاي متعددي نام برده اند. بخش زيادي از ورزشهاي گروهي مانند بسكتبال يا واليبال غيرقابل پيش بيني است و به توانايي فرد براي فكر كردن و عمل كردن سريع بستگي دارد.
اجراي يك ورزشكار در ورزشهاي انفرادي مانند كمان كشي و تيراندازي بيشتر قابل كنترل است و از اين رو بيشتر قابل پيش بيني است. تمرين ذهني محور انجام مهارتهاي دقيق و پيچيده است. اگرنگوييم تمام تيراندازان و كمان كشان بين المللي، مي توانيم ادعا كنيم كه اغلب آنها روزانه به عنوان بخشي ازتمرينات آماده سازي خود از تمرين ذهني استفاده مي كنند.
تمرين ذهني شما را قادر مي سازد تا آنچه را كه علاقه داريد، انجام دهيد. به عبارت ديگر، علاقه خود را به عمل تبديل كنيد.
(وينتر، مارتين، 1379، ص63)
فوايد تمرين ذهني
صرفنظر از نوع ورزش، موفقترين ورزشكاران كساني هستند كه در تمرينها و مسابقات فعالانه نقشه مي كشند و اجراي خود را ارزشيابي مي كنند. اين افراد ضعفهاي خود را به طور عيني مي بينند و براي رفع آنها در صدد چاره جويي بر مي‌آيند.
تمرين ذهني به دلايل زير روش موثري براي بهبود اين فرآيند است:
- مهارتهايي كه ورزشكار بدانها مسلط است، تقويت مي كند.
- يادگيري مهارتهاي جديد را تسريع، و آنهايي را كه با مشكل مواجهند، اصلاح مي‌كند.
- “واكنشهاي ذهن- بدن” را بهبود مي بخشد.
- “خودآگاهي” و آگاهي از نشانه هاي مهم را افزايش مي دهد.
- تمركز و اطمينان را زياد مي كند.
- اضطراب را كاهش مي دهد.
استفاده از تمرين ذهني
تمرين
تمرين ذهني يك تفكر آرزومندانه نيست؛ بلكه تمريني واقعي است و همراه با تمرينات بدني انجام مي شود.
براي چند لحظه جلسات تمرين خود را در نظر بگيريد:
· آيا آنچه را كه در يك نوبت تمرين انجام مي دهيد، از پيش طراحي مي كنيد؟
· آيا بعد از تمرين، آنچه را كه انجام داده ايد ارزشيابي مي كنيد؟
· آيا از خود مي پرسيد كه چه مهارتهايي موثر بودند، چه مهارتهاي موثر نبودند، و در نوبت بعدي چگونه مي توانيد آنها را اصلاح كنيد؟
شما مي توانيد تمرين ذهني را در چنين فرآيندهاي طراحي جذب كنيد تا نوبتهاي تمرين خود را كارآمدتر سازيد و مهارتهاي خود را گسترش دهيد. شما با تمرين ذهني صحيح مهارتها، خود را با آنها آشناتر مي كنيد و هنگامي كه آنها را راحت تر انجام مي‌دهيد، مطمئن تر و آماده تر خواهيد بود. روش زير را براي جذب و به كارگيري تمرين ذهني در نوبتهاي تمرين خود امتحان كنيد.
(وينتر، مارتين، 1379، ص64)
مرحله اول: تعيين اهداف
تصميم بگيريد كه در اين نوبت خاص از تمرين، وي چه پديده اي تاكيد خواهيد كرد. مي توانيد با مربي خود نيز مشورت كنيد.
اگر يك شيرجه رو هستيد، شكي نيست كه در يك نوبت تمرين، روي يك رشته از شيرجه ها كار خواهيد كرد. احتمالاً برخي از انواع شيرجه را براحتي انجام مي‌دهيد، ولي در برخي ديگر اشكالاتي داريد كه براي رفع آن تلاش خواهيد كرد. بنابراين، براي تمرين خود اهداف روشني داريد.
الزامي نيست كه اهداف تمرين همان مهارتهايي باشند كه بايد انجام دهيد؛ بلكه جنبه‌هاي ذهني و هيجاني هم بايد جزو اهداف قرار گيرند. براي مثال، مي توانيد براي افزايش تمركز و آرامش يافتن پيش از شيرجه كار كنيد. بنابراين، اين مهم را نيز جزو اهداف قرار دهيد.
مرحله دوم: خلق صحنه
چشمهايتان را ببنديد و يكي دو دقيقه آرام باشيد. تمام عضلاتتان را شل و رها كنيد. مراحلي را كه بايد تكميل كنيد، در ذهن خود مجسم نماييد. اين كار را به طور زنده و تا حد ممكن مشروح انجام دهيد؛ چنان كه گويي در صحنه حضور داريد. توجه داشته باشيد كه بخشهاي مختلف بدن شما چگونه كار و احساس مي كنند. آگاه باشيد كه مهارت را دركجا انجام مي دهيد، چه كسي در اطراف شماست و در طول انجام حركت، توجه شما معطوف چه پديده است.
مرحله سوم: تمرين ذهني خودكار
اكنون انجام تمرين ذهني را با سرعت معمولي آغاز كنيد. خودتان را در حال انجام مهارت، كاملاً آرام و دقيق ببينيد و احساس كنيد. هميشه در تمرين ذهني بر انجام صحيح مهارت تاكيد داشته باشيد. از طريق تصور روشن محيط تمرين و احساس حركت، تمرين ذهني را تا حد ممكن واقعي كنيد.
اين عمل را به مدت 10 دقيقه يا تا زماني كه راحت هستيد، انجام دهيد. اكنون مي‌توانيد آماده تر و مطمئن تر به تمرين بدني بپردازيد؛ زيرا قبلاً يك جلسه تمرين ذهني انجام داده ايد.
مرحله چهارم: مرور مهارت 
بعد از تمرين، ارزشيابي چگونگي جلسه تمرين اهميت دارد:
· آيا مهارتها را همان گونه كه طرحريزي كرده بوديد، تمرين كرديد؟
· چه پيشرفتهايي كرده ايد و در نوبت بعدي تمرين، چگونه مي خواهيد آنها را بهتر كنيد؟
در اين مرحله شايد بخواهيد براي اصلاح مهارتهايي كه در آنها مشكل داشته ايد و يا براي تقويت مهارتهايي كه آنها را خوب انجام مي دهيد، يك جلسه تمرين ذهني ديگر انجام دهيد.
مسابقه
با نزديك شدن به يك مسابقه مهم، بايد از نظر بدنسازي و مهارتها تا سرحد ممكن آماده باشيد. با اين حال، در مسابقات فشار بيشتري وجود دارد و شما نبايد اجازه دهيد كه اين فشار يا هر مانع روانشناختي ديگر سد راه بهترين اجراي شما شود. براي فايق آمدن بر فشار، عصبانيت، يا كمبود اعتماد و اطمينان مي توانيد از تمرينات ذهني استفاده كنيد.
يكي از زمانهاي مناسب براي تمرين ذهني راهبردهاي ورزشي و بررسي توقعي كه در مسابقه از خود داريد، شب قبل از مسابقه است. هرچند انجام منظم تمرين ذهني در تمريناتي كه به مسابقه مهمي منجر مي شوند نيز سود فراواني در بر دارد. زمانهاي پراكنده در بين تمرينات و يا مسابقات نيز با اهميت هستند مانند فاصله بين دو مبارزه در شمشير بازي يا زماني كه منتظر نوبت خود براي شيرجه زدن هستيد.
تمرين ذهني اجراي ورزشي
پنج دقيقه در حالت آرميدگي بمانيد، عضلاتتان را شل و ذهنتان را آرام كنيد. حالا صحنه‌اي را كه در آن به طور واضح و با تمام جزئيات در حال مسابقه هستيد، در ذهن مجسم كنيد. سپس، لباسي كه پوشيده ايد، اشخاصي كه با شما هستند، فضاي اطراف و هيجان موجود در محيط را تجسم كنيد. حالا، مهارتتان را در ذهن انجام دهيد. بعد، فنون و مهارتهاي ويژه را به طور ذهني تمرين كنيد.
شما از اين طريق، خود را با محيط مسابقه آشنا كرده ايد و بخشي از اضطراب مسابقه را كاهش داده ايد.
در ذهن خود تمرين كنيد كه با پراكنشهاي گوناگون چگونه رو به رو خواهيد شد و در هنگام فشار چگونه عمل خواهيد كرد. براي مثال، اگر تنيسور هستيد، موقعيتي را تصوير كنيد كه موفقيت شما به برگرداندن آخرين سرويسي بستگي دارد كه حريف مي‌زند.
اگر براي نتيجه نگران باشيد، طبيعي است؛ اما به جاي اين نگراني، به طور كامل روي برگرداندن توپ تمركز كنيد. مي توانيد خود را در حالي تصور كنيد كه كاملاً آرام و متمركز اين كار را انجام مي دهيد و چنين موقعيتي را اداره مي كنيد. اين روش شما را ياري مي دهد تا در زماني كه چنين حالتي به طور واقعي انجام مي پذيرد، توانايي بيشتري در كنترل محيط داشته باشيد.
نكات مهم براي تمرين ذهني كارآمد
· تمرين ذهني خود را تا حدي كه ممكن است، به شيوه اي واقعي و زنده انجام دهيد. به اين ترتيب، بدن و ذهن شما به طريق موثرتري به تمرين پاسخ خواهند داد. 
· به جز در زماني كه يك فن يا مهارت را براي اولين بار انجام مي دهيد، تمرين خود را با “سرعت عادي” پيش ببريد.
· تمرين ذهني، مانند تمام مهارت هاي بدني براي كامل شدن به مرور منظم نيازمند است. چهار يا پنج بار در هفته، حداقل 15 دقيقه را به آن اختصاص دهيد.
· تمرين ذهني را مثل فكر كردن انجام دهيد. از تخيل خود براي خلق يك برداشت واقعي در ذهن استفاده كنيد و تا جايي كه مي توانيد، در آن درگير شويد. به خاطر داشته باشيد كه در تمرين ذهني خود بايد احساسات را نيز تجربه و مرور كنيد.
منبع اين بخش
Webster, R. Winning Ways: In Search of Your Best Performance. Fontana, 1984.
فنون تمرين ذهني براي دو و ميداني
روشهاي متعددي براي تمرين ذهني وجود دارد كه در اين بخش، برخي از آنها را شرح مي دهيم.
تمرين ذهني استفاده ازتخيل براي خلق يك اجرا در ذهن است. پرنده ارتفاعي كه تمامي فرايند اجراي خود- از آماده سازي تا تكميل يك پرش- را به طور ذهني تمرين مي كند، مثالي از خلق ذهني اجرا را نشان مي دهد. چنين تخيلي، اثري شبيه به توليد تكانه هاي عصبي دارد كه در حين اجراي واقعي عمل به وجود مي آيند و دو مسيرهاي عصبي مربوطه حركت مي كنند (يوليك).
اين پديده به معناي ايجاد هماهنگي ذهن- بدن است كه در يك تمرين واقعي بدني به وجود مي آيد. بايد ورزشكاران را تشويق كرد تا به طور منظم به تمرين ذهني بپردازند. بايد به آنها اطمينان داد كه تمرين ذهني به اجرايي موفق منجر مي شود. چنين تاكيدي در زمان نزديك به مسابقه ارجح است.
به عقيده ما، اگر فنون پايه آرميدگي را پيش از تمرين ذهني آموزش دهيم، تاثير بيشتري دارد. سپس بايد ورزشكار را تشويق كنيم كه از تمرين ذهني بعنوان بخشي از برنامه آماده سازي خود براي مسابقه استفاده كند. تمرينات آرميدگي و ذهني براي كمك به مربيان و ورزشكاران در زير ذكر شده اند.
(وينتر، مارتين، 1379، ص69)

دانلود پايان نامه ارشد



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: تمرين ذهني،
۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۱:۳۴ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)

كسي كه دچار استرس است، معمولاً وقت كم دارد و با عجله غذ مي خورد. عادات غذا خوردن و زمانبندي او آشفته است. هرچه مسائل استرس زا بيش تر باشند، تنش دروني افزايش مي يابد و برنامه غذا خوردن نامرتب تر مي شود تا حدي كه از كنترل خارج مي شود.
(ساتياناندا، 1377، ص103)
بنابراين، غذا خوردن با استرس عوارض چندي به همراه دارد، كه فشار ناشي از استرس بر بدن و روان را كه در حال حاضر در مقابل استرس دفاع مي كند، افزايش مي‌دهد. نگرش خاص نسبت به غذا مي تواند بدن را از مواد ضروري محروم كند. از بين بردن اشتها با قهوه، چاي، سيگار، و ساير جانشين ها راه حل مناسب مسئله نيست، بلكه در واقع آن ر تشديد مي كنند: چون نمي توانيد در طول روز غذاي مناسب بخوريد، ممكن است شام سنگين بخوريد و سيستم گوارش را تحت فشا زياد قرار دهيد.
(ساتياناندا، 1377، ص103)
تنظيم زمان غذا اهميت بسياري درد. بيش تر استرس هاي گوارشي ناشي از زمانبندي غلط اند. زمان مناسب براي غذاي اصلي از 11 صبح تا 1 بعدازظهر است. شبها قدرت هضم به علت خسته بود سيستم و آمادگي براي استراحت كم است.
مهم اين است كه به طور مرتب از مقدار غذاي ثابتي استفاده كنيم، چرا كه معده عادت مي كند در يك زمان خاص مقدار معيني شيره هضم ترشح كند. در صورتي كه مواد درست در مقدر كافي و در زمان مناسب خورده شوند، فرآيندهاي هضم به خوبي انجام مي شوند، و ديگر سيستم گوارش دچار استرس و كار اضافي يا بيماري نمي‌شود و بنا به طبيعت خود عمل مي كند.
(ساتياناندا، 1377، ص103)
آداب غذ خوردن همان قدر اهميت دارند كه خود غذا
بيش تر عاداتي را كه از دوران كودكي خواسته اند در ما به وجود آورند به سلامت ما كمك مي كنند. آهسته غذ خوردن، جويدن كامل غذا، و معده را اطاعت كردن، اينها چشايي را شكوفا مي كند و در اعتبار رشد ما بسيار اهميت دارند. در طريق يوگا ميانه‌روي معني دارد: نيمي از معده را با غذا و ربع آن را با آب پر كنيد و ربع ديگر آن را براي گازهايي كه در طول هضم به وجود مي آيند باقي بگذاريد.
(ساتياناندا، 1377، ص105)
نوشيدن آب
عقيده هاي مختلفي در رابطه با نوشيدنه آب با غذا وجود دارد. بعضي ها توصيه مي‌كنند كه پس از پايان غذا و در ميان آن آب بنوشيد. كسان ديگري عقيده دارند كه بهتر است قبل و يك ساعت بعد از غذا آب بنوشيد. دليل آن اين است كه آبي كه بلافاصله بعد از غذا نوشيده مي شود شيره هاي گوارشي را رقيق مي كند و غذايي كه با آب مخلوط شود شيره بيش تري نياز دارد. اگر عادت كنيد كه يك ساعت قبل و يك ساعت بعد از غذا آب بنوشيد، احساس سنگيني معده از بين مي رود، و احساس بي‌حالي بعد از غذا نيز برطرف مي شود.
(ساتياناندا، 1377، ص105)
احترام به غذا
در آشرام غذا ر مانند پراساد مورد توجه قرار مي دهند. مهم نيست كه غذا كم باشد يا زياد، خوشمزه باشد يا بدمزه. آن را با همان احساس مي خورند كه پاراساد را از گارو دريافت مي كنند.
در خانه احترام به غذا را مي توان از اين طريق ادا كرد كه هراز چندي مكث كنيم و بيانديشيم كه «برنجي را كه مي خوريم چگونه به بشقاب مان رسيده؟ چند مسير را طي كرده و چندين بار دست به دست شده تا گرسنگي ما را از بين ببرد؟ براي اين مقدار سبزي يا سيب قرمز چند ساعت نيروي انساني لازم بوده تا رشد كند و براي استفاده ما آماده شوند؟» اين گونه درون نگري ها كمك مي كنند كه نگرش متعادل و درستي از غذا پيدا كنيم.
(ساتياناندا، 1377، ص105)
تجسم سير غذا
در موقع غذا خوردن راه هايي را كه غذ براي رسيدن به معده طي مي كند دنبال كنيد. مجسم كنيد كه چگونه پرزهاي چشايي مزه هاي مختلف را به مغز منتقل مي‌كنند. چگونه قبل از غذا بيني شما عطر و بوي آن را منتقل كرده اند و چگونه بزاق شما با بوي غذا ترشح مي كند. 
فرايند جويدن، مخلوط شدن غذا با بزاق، و حركت ظريف عضلات گلو را پس از اين كه زبان با مهارت لقمه را به عقب فشار مي دهد مجسم كنيد. با مختصري اطلاعات فيزيولوژي مي توانيد سفر شگفت آوري به معده خود بكنيد. فقط زماني كه نگاه ما به زندگي پيرامون خودمان گسترش مي يابد به غناي آن پي مي بريم. متوجه مي شويم كه خودن فقط پاك كردن بشقاب نيست و غذا پختن فقط اضافه كردن ادويه و نمك نمي باشد. همچنين تشخيص مي دهيم كه استرس تا حدودي ناشي از عدم توانايي ما در نگاه كردن به امور دنيوي از يك ديدگاه وسيع است.

دانلود پايان نامه ارشد



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: ،
۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۰:۵۷ | نوشته ‌شده به دست مهين | ( )نظرات (0)
در همه اقدامات مربوط به پيشگيري و درمان تنيدگي با روي آورد «ارادي نگر» پزشكان و درمانگران مواجهيم. از اين ديدگاه، انسان هركه باشد، به منزله يك دستگاه زيست شناختي مورد نظر قرار داده مي شود؛ دستگاهي كه به هنگام فرسودگي، يعني بي‌رقمي عاطفي و بدني، بايد بتواند براساس يك «اقدام ارادي» نيروهايش را بازسازي كرده و به سرعت كار خود را از سر گيرد. حقيقت اين است كه چنين روي آوردي با ديدگاه متخصصان انگليسي زبان بيش از پژوهشگران اروپايي، مطابقت دارد و به نظر مي رسد كه روانشناسي رفتاري نگر كه الهام بخش تمامي اين پژوهشها بوده است، خود نيز تحت تاثير يك جامعه صنعتي قرار گرفته كه در آن ماشينها و رباتها بطور روزمره دليل يك كنش وري عملياتي را ارائه مي دهند: «در صورت فرسودگي يك قطعه، ايد عوض شود».
(استورا، 1377، ص143)
ما براين باوريم كه آثار تنيدگي بر سلامت افراد را بايد در دو سطح مورد تحليل قرار دهيم: يك سطح جامعه شناختي بررسي رفتار كلي افراد تنيده و يك سطح روانشناختي و زيست شناختي واكنشهاي فرد به تبع تاريخچه ژنتيكي و فرايندهاي تحولي يافتگي رواني. اما در اغلب موارد، پژوهشها به سطح اول محدود شده اند و سپس از وراي داده هاي كلي و براساس يك تصنع معنايي، به سطح فردي بازگشته‌اند.
(استورا، 1377، ص143)
شيوه هاي سنتي و جديد در پيشگيري از تنيدگي
نشانه هاي تنيدگي مانند ضطراب، افسردگي، تنش عصبي، بيخوابي، اختلالهاي جنسيت، تقليل تنود، خستگي، كاهش توجه و حالت مراقبت، تقليل حافظه و همچنين اختلالهاي بدني كنشي و عضوي مختلف مانند اختلالهاي هضمي، قلبي، عروقي، سردردهاي مزمن، ورم روده، نفس تنگي وجز آن، در سطح فردي قابل مشاهده اند.دانلود پايان نامه ارشد
هر كس هشيارانه يا به صورت ناهشيار مي تواند تغييرات بدني و رواني اي را كه به علت تنيدگي به وجود مي آيند، احساس كند. بشر همواره از شيوه هاي مختلف براي مقابله با وقايع زندگي روزمره سود جسته است و درعصر جديد، پيشرفتهاي داروشناختي در ارائه راه حلهاي جديد، مشاركت گسترده اي داشته اند. 
اما آنچه در اين مورد بيشتر به چشم مي خورد، سرمايه گذاري قابل ملاحظه در كنش‌وري دهاني براي رويارويي با تنيدگي است. بدين معنا كه به هنگام تنيدگي، نوعي واپس روي رواني استقرار مي يابد و بازگشت به خوشبختي و آرامش دوره تغذيه مادرانه را براي موجودات دردمند انساني، تسهيل مي كند.
(استورا، 1377، ص143)
شيوه هاي سنتي
توسل به الكل كه به هنگام بازگشت از كار، نوعي آرامش و تحريك شدگي قليل را ايجاد مي كند مي تواند در صورت افراط، اختلالهاي خواب را برانگيزد و افسردگي پنهان را تشديد كند.
توتون (نيكوتين)، براساس ازدياد توليد آدرنالين، به كاهش اضطراب و افزايش حالت بيداري مي انجامد و احساس انرژي بيشتر را به وجود مي آورد. اما كليه پژوهشگران در اين مورد اتفاق نظر دارند كه استفاده مداوم از آن، اختلالهاي قلبي، تنفسي وپاره اي از انواع سرطانها را در پي دارد.
(استورا، 1377، ص143)
شير، شكلات، قهوه و جوشانده ها نيز بخشي از تجويزهاي سنتي را تشكيل مي‌دهند. شير به عنوان داروي ضد بيخوابي، داراي يك اسيدآمينه (ال- تريپتوفان) است كه ارگانيزم از آن براي توليد مواد تنظيم كننده خواب سود مي جويد. اما پژوهشگران اين ماده را خواب آور نمي دانند. در اين مورد نيز بايد مجدداً به روابط پيچيده جسماني و رواني كه توسط محققان مختلف خاطر نشان شده اند، بازگرديم. ماده ال- ترپيتوفان ممكن است به خودي خود خواب آور نباشد اما مصرف شير گرم در پاره‌اي از ساعات، مجموعه روابط گذشته رواني- هيجاني مادر- كودك را فعال مي سازد و خواب را تسهيل مي كند.
(استورا، 1377، ص143)
به دليل آنكه تنيدگي در خلال روز، موجب از دست دادن انرژي مي شود، قندي كه در شكلات وجود دارد بطور موقت احساس ازدياد انرژي را ايجاد مي كند اما انسولين متقابلاً زودرنجي و خستگي را افزايش مي دهد.
همچنين كافئيني كه در قهوه وجود دارد موجب بيداري و تقويت تمركز مي شود اما اعتياد به قهوه، افزايش مقدار مصرف آن را در پي دارد و به نتايجي مانند اختلالهاي ريتم قلب، سردردها، تنش عضلاني، زودرنجي، و بيخوابي منتهي مي شود.
جوشانده ها نيز كه به منزله جانشين قهوه يا چاي مصرف مي شوند ممكن است انواع حساسيتهاي غيرقابل پيش بيني را ايجاد كنند.
(استورا، 1377، ص143)
به هر حال بايد گفت كه تمام اين هشدارها فقط بر كساني موثرند كه تابع مقررات جدي پرورشي در خانواد خود بوده اند. در چنين مواقعي، هشدارها موجب مي شوند تا آن اصول پرورشي را كه والدين براي حمايت،انتقال ارزشهاي فرهنگي، ممنوعات اجتماعي، تعصبها و جز آن القا كرده اند، از نو فعال گردند. البته كاملاً آشكار است كه همه راه حلهاي ضد- تنيدگي فقط برپاره اي از ريختهاي كنش وري رواني موثرند. در كليه موارد ديگر، با غلبه لذت ارضاي دهاني مواجه خواهيم بود و خطرات جسماني هر اندازه باشند، ممنوعات و توصيه ها در نظر گرفته نخواهند شد.
(استورا، 1377، ص146)
شيوه هاي جديد
راه حلهاي جديد ضد- تنيدگي مانند مصرف ويتامينهاي ضد- تنيدگي، خواب‌آورها، آرامبخش ها و جز آن، كه به خصوص مورد استفاده مردم جوامع صنعتي پيشرفته است، كاملاً شناخته شده اند. استفاده از ويتامينهاي C,B كه به هنگام تنيدگيهاي جسماني، جراحي ها، جراحات، حاملگي، كارهاي طاقت فرسا، كارآمدي دراز مدت و… الزامي هستند، در سطح روانشناختي موثر واقع نمي شوند و نمي‌توانند بحرانهاي اضطراب يا افسردگي را درمان كنند. وانگهي، گستردگي تبليغات در مورد فوايد ويتامينها، اين خطر را در بر دارد كه افراد را به رفتارهاي مكانيكي و خودكار بكشاند، چه اگر خوردن يك قرص به مثابه ريختن روغن در اتومبيل تلقي شود مي‌توان گفت كه با يك تجسم ذهني خطرناك در مورد سلامت مواجه هستيم.
(استورا، 1377، ص146)
بررسيهاي متعدد درباره تنيدگي به اين نكته دست يافته اند كه مصرف خواب‌آورها و آرامبخش ها در مقياس جهاني افزايش يافته است. نمي توان از مقايسه اين داروها با مواد مخدر و اعتيادي كه اين مواد در انسانها ايجاد مي كنند، چشم پوشي كرد.
خواب آورها احساس آرامش را ايجاد مي كنند و به علت تاثير بر مغز، يك خواب طبيعي را در پي دارند اما با خطر ايجاد اختلالهاي تدريجي در چرخه هاي خواب نيز توام هستند.
(استورا، 1377، ص146)
آرامبخش ها مانند خواب آورها، به تسهيل خواب و ايجاد آرامش در ريتم تنفس و سلسله اعصاب مي انجامند، اما مصرف زياد و دراز مدت آنها، به اعتياد منتهي مي شود، خستگي را به وجود مي آورد و حالات افسردگي پنهان را وخيم تر مي كند. 
ساليانه بيش از 25 ميليون جعبه داروي ضدافسردگي و 75 ميليون جعبه آرامبخش در فرانسه به فروش مي رسد و بدين ترتيب اين كشور، همراه با جمهوري فدرال آلمان در راس مصرف كنندگان اروپايي اين مواد قرار دارد. در فرانسه، بيش از يازده ميليون نفر كه به علت اضطراب وافسردگي ديگر نمي توانند با تنيدگي زندگي روزمره مقابله كنند براي دستيابي به آرامش به اين قرصها متوسل مي شوند. اين نكته يكبار ديگر، مساله هزينه انساني كارآمدي جوامع صنعتي و انزواي افراد و خانواده هايي را كه در اين جوامع زندگي مي كنند، مطرح مي سازد؛ انسانهايي كه فقدان ابستگي به ارزشهاي مذهبي، فرهنگي و جز آن، آنها را از هر گونه تكيه گاه اجتماعي و روانشناختي محروم كرده است.
همه اين درمانگريهاي سنتي و جديد، در نهايت به خود- درمانگري منتهي مي‌شوند (وقتي خواب آورها و آرامبخش ها براي نخستين بار توسط پزشك تجويز شدند، فرد شخصاً استفاده از آنها را ادامه مي دهد) و نخستين خط دفاعي ضد تنيدگي افراد را تشكيل مي دهند. اما وقتي كه تشخيص وخيم تر است چه بايد كرد؟
هنگامي كه اراده فرد سست است يا وقتي كه احساس ناتواني مي كند و غرور وي جريحه دار مي شود و از آنچه به منزله ناتواني مي پندارد، احساس شرم مي كند بايد به متخصصان پزشكي و روان درمانگري متوسل شد. آخرين مجموعه تشخيصي و آماري انجمن روانپزشكي امريكا نيز علام اختلالهايي را كه بروز آنها مشاوره بلافاصله را الزامي مي سازد، تعيين كرده است: اختلالهاي خلق و خو، از دست دادن رغبت يا لذت نسبت به تمامي فعاليتها و برنامه هاي معمول زندگي. اگر لااقل پنج نشانه از نشانه هايي كه در پي مي آيند، لااقل به مدت دو هفته به اين علايم افزوده شوند، مي توان به تشخيص يك افسردگي گسترده يا مهاد مبادرت كرد:
(استورا، 1377، ص147)
⦁ از دست دادن اشتها يا كم شدن معنادار وزن بدن يك رژيم غذايي و يا پرخوري و افزايش معنادار وزن.
⦁ بيخوابي يا فزون- خوابي تقريباً همه روزه.
⦁ فزون كنشي يا بيحالي (كندي رواني- حركتي).
⦁ از دست دادن انرژي، احساس خستگي.
⦁ احساس عدم شايستگي يا گنهكاري مفرط و نامتناسب.
⦁ كاهش توانايي در فكر كردن يا در تمركز ذهني يا حالت بي تصميمي.
⦁ افكار بازگشتي (راجعه) درباره مرگ يا خودكشي، وسوسه خودكشي و يا طرح معيني براي خودكشي.
و بالاخره بايد به يك نشانه مرضي كه توسط انستيتوي روان- تني پاريس (دكتر مارتي) برجسته گرديده اشاره كنيم؛ نشانه اي كه «افسردگي اصلي» ناميده شده و به محض بروز آن، توسل به يك درمانگري تخصصي الزامي است. منظور از افسردگي اصلي، نوعي افسردگي است كه فرد در خلال آن، جنبه افسرده وار و رنج و فقدان توام با آنرا احساس نمي كند، فعاليتهاي حرفه اي و ارتباطي خود را همچنان ادامه مي دهد و از هيچ چيز شاكي نيست. اما اطرافيان وي شاهد يك رفتار خودكار و حيات زدايي شده هستند كه نگراني را بر مي انگيزد. اين افسردگي اصلي به عنوان علامت اعلام كننده يك حركت از هم پاشيدگي رواني است كه مي توان به اختلالهاي بدني منتهي شود و ايجاد مانع و محدوديت در راه گسترش آن الزامي است.

دانلود پايان نامه ارشد



:: موضوعات مرتبط:

:: برچسب‌ها: تنيدگي،
[ ۱ ]



آخرین عناوین مطالب